
پاسخ به سوالات شما در زمینه عشق و روابط زناشوئی
منتظر ایمیلهاتون هستم ..........................

متاسفم ....... میخواستم کمکی کرده باشم .... لیکن نگذاشتند
لین وبلاگ آپ نمیشود و البته از روی بلاگفا حذف نخواهد شد .... شاید در آینده کسی بیاید و از مطالب گذشته استفاده کند
به همسران خود وفادار باشید ... حتی اگر ازدواج نکرده اید از روابط جنسی دور باشید تا بی آبرو نشوید و دچار عذاب وجدان نباشید
به خدا اعتماد کنید ... او میداند شما چه زجری میکشید و چقدر احتیاج به جنس مخالف دارید .... برای او پاک بمانید تا پاکترین زوج دنیا را برای شما اعزام کند
نیازمند دعای شما هستم
مهدی سیگاریان
![]()
این استفتا را در مورد وبلاگ مشاوره از مرجع عالیقدر سید صادق حسینی روحانی گرفته ام
لازم بذکر است که این استفتا پیراهن عثمان نیست!!! .... بلکه فقط برای اطلاع عموم در وبلاگ گذاشتم
(اندازه عکس تغییر کرده ... میتوانید بر روی سیستم خود ذخیره و باز کنید )
زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبابکشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایهاش درحال آویزان کردن رختهای شسته است و گفت: لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالآباید پودر لباسشویی بهتری بخرد. همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.
هربار که زن همسایه لباسهای شستهاش را برای خشک شدن آویزان میکرد زن جوان همان حرف را تکرارد میکرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباسهای تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: یاد گرفته چطور لباس بشوید. ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده! مرد پاسخ داد : من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجرههایمان را تمیزکردم!
زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده میکنیم، آنچه میبینیم به درجه شفافیت پنجرهای که از آن مشغول نگاه کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که بهجای قضاوت کردن فردی که میبینیم درپی دیدن جنبههای مثبت او باشیم

مقصر هیچکس نیست ! .... چون رباتهای جستجوگر هستند که بعضی از کلمات را پیدا میکنند و وبلاگها و سایتها را مسدود میکنند ..........
میدانم که یکنفر به زودی از طرف فیلترینگ خواهد آمد و این وبلاگ را چک خواهد کرد و بعضی از مطالبش را خواهد خواند ..............
میدانم آنقدر آزاده و حقیقت بین هست که دوباره این وبلاگ را از فیلترینگ نجات دهد
تا آن زمان به سوالات شما پاسخ نخواهم داد تا مبادا بخاطر فیلترینگ پاسخ خود را نبینید
امیدوارم خداوند طعم واقعی عشق را به همه مردمان کشورم بچشاند
یا علی ................ ![]()

خواهر گلم
فقط یک سوال از شما در مورد ترس از شب اول ازدواج داشته ام که به آن هم جواب داده ام ( برای دیدنش اینجا کلیک کن ) ...... سوال دیگری از شما در اختیار من نیست .................... ![]()
ببینم ؟ ... دوربین مخفیه؟؟؟ ...... شما هم با این سوالت مارو گرفتی؟؟؟؟ ...... کسی مگر در مورد احتلام در خواب چیزی گفته؟؟؟؟ ....... کی گفته اینکار گناه حساب میشه؟؟؟؟ ................. اگه قرار بود که اینکار گناه باشه بنابراین همه جهنمی هستیم!!!!! ![]()

به خدادختري با من تماس گرفت از بدو صحبت بد و بيراه ميگفت و شديدا هم به
حقير و ناعوذ بالله به امام زمان توهين ميکرد
خدايا چي شده؟؟
الووووووووووووووووو
وايستاااااااااااا ببينم چي ميگيييييييييييي!!!!
ديدم نه گريه مي کنه و بکوب فحش ميده {من فحش خورم خوبه}ولي خيلي ناراحت بودم داره به اقا توهين مي کنه!!
خلاصه تنها چيزي که به ذهنم اومد اين بود که نذارم به اقا فحش بده
سريع گفتم بابا تقصير منه تقصير ماست به امام زمان چي کار داري؟؟(اصلا نميدونستم جريان چيه!!)
بعد ساکت شد:گفتم خانم محترم بذاريد اعتراف کنم بعدا اعدام کنيد!!
چي شده؟؟ بگيد تفهيم جرم کنيد!!
گريه ميکرد شديد دوباره گفت من از تو از امام زمانت و از همه چي بدم مياد!!
گفتم من که خب طبيعيه و اگه خوشت مي اومد جاي تعجب داشت ولي از امام زمان چرا؟؟
صحبت نميکرد !بعد گفتم منو از کجا ميشناسي؟؟
گفت جلسات ماه محرمتون مي آمدم و در مسجدتون شرکت مي کردم!!
خب چي شده به من هم ميگي؟؟؟
گفت من نيمه شعبان سه سال قبل با دوست پسرم رفته بودم بيرون داشتيم قدم مي زديم که گشت ما را گرفت!!
خيلي ترسيده بودم به امام زمان عرض کردم آقا غلط کردم تو را خدا کاري کن
از اين مهلکه در برم بخداااااااااا غلط کنم ديگه از اين کار ها نمي کنم.
من:خبببببببببببببببببببببب
بعد اونها ما را بردند دادسرا و خانواده هامون را خبر کردند (گريه ميکرد بلننننننننننند)و آبروي من رفت
من:خببببببببببببببببببببببببب
اين يکيش و من از اينکه آبروم رفته بود مجبور شدم به يه پسري که خواستگارم
بود ولو بر خلاف ميلم جواب بدم و روزي هم که جواب دادم و اصلا خاطره
خوشي ندارم هم نيمه شعبان سال بعد بود!!
من :خبببببببببببببببببببببببببببببببببببببب
اصلا نميتونم اين پسره را تحمل کنم و بينمون بهم خورده و اين پسره منو ول
کرده رفته و دادخواست طلاق کرده و دقيقا در روز نيمه شعبان سال بعدش
دادخواست طلاق بدستم رسيد
من از تو(من بيچاره




) و امام زمانت و نيمه شعبان بدم مياد همتون ...................


خلاصه چه کنم!!
بهش گفتم خب واقعا ميخواي جوابت را بگيري از امام زمان(مظلوم عالم)
گفت آره
گفتم من ميشم قاضي
تو شاکي
و امام زمان هم متشاکي عليه
قبول؟؟؟
گفت قبول
خلاصه دادگاه شروع شد(خدا منو ببخشه امام زمان را دادگاهي کرديم)گفتم خانم..... شکواييه شما شنيده شد
آيا مطلبي مونده که بگيد
گفت :خير
گفتم خب (حجه ابن الحسن

) شما متهم به اين سه جرم هستيد
آيا جوابي داريد
خودم به جاي آقا صحبت کردم !
گفتم:خب آقاي قاضي ميشه از ايشون بپرسيد آيا در فاميل شما دختري بود که
سابقه اين را داشته باشه که با نامحرمي دوست شده باشه و همين بلا سرش امده باشه؟؟
من پرسيدم :گفت بله
پرسيدم کيه؟؟گفت مهين دختر خاله ام
گفتم چي شد گفت آبروش رفت و انگشت نماي خانواده شد!!
امام زمان:
خب او بايد در همانجا مي فهميد که اين کار براي او ضرر است
آيا صدايي از درونش به او نمي گفت واي واي واي مواظب خودت باش!!
دختر گفت چرا؟؟؟
امام زمان فرمودن
د:او همان نفس لوامه اش بود که به او اخطار ميداد و از سوي ما بود
من رو به دختر گفتم:خانم .... آقا مي فرمايند که من گفتم تو نخواستي بشنوي و به اقرار خودت درسته؟؟؟
گفت بله
گفتم جرم دوم:آقاي من جرم دوم شما اينست که چرا گذاشتيد در روز نيمه شعبان سال بعد اين اتفاق براي او بيفتد؟؟
آقافرمودند:از او بپرسيد آيا بزرگتر هاي او به او نگفتند که اينکار را نکن!!؟؟؟آيا استخاره نکردي؟؟
دختر گفت چرا!!
گفتم چي گفتند بزرگتر ها!!! استخاره چي اومد؟؟؟
گفت بزرگتر ها ميگفتند اين به دردت نميخوره مخصوصااااااا دخترهايي که دوستام بودند
گفتم استخاره چي بود؟گفت خيليييييييييييييي بد
آقا فرمودند:اين خودش خودش را بد بخت کرده من چه کنم؟؟
دختر شديدااااااا گريه ميکرد
و جرم سوم:هم نتيجه جرمه و اينکه روز نيمه شعبان نامه اش امده دستت ربطي به امام زمان نداره!!
گفتم حالا ميخواهي من بهت بگم: يه چيزي
گريه کنان گفت بگو:و اين شعر را برايش خوندم:
يک شبي مجنون نمازش را شکست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده اي زد بر لب درگاه او
پر زليلا شد دل پر آه او
گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي
جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي
نشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني
خسته ام زين عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو ... من نيستم
گفت: اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پيدا و پنهانت منم
سال ها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي
عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل مي شوي اما نشد
سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليلا برنيامد از لبت
روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي
مطمئن بودم به من سرميزني
در حريم خانه ام در ميزني
حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بيقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم
گفتم بايد باز هم به دامن خودش برگردي !!ولي ايندفعه يه جور ديگه
يه نفر جديد باش
او بخاطر خدا تقوا پيشه کرد دو سال ازش بي خبر بودم
يه روز ديدم کسي تو مسجد جلوي من را گرفت و گريه کنان گفت
سلام به تو و آقاي تو
من نوکر تو ام و آقاي تو
ولي باز هم اول منو ميگفت
من بد بختم
منو ببخش هم تو و هم آقاي تو
گفتم فکر کنم شناختمت خودتي؟؟
گفت آره
گفتم چي شد
گفتم طلاق گرفتم
پسر دلخواهم امد خواستگاريم
و الان عروسي کردم و شنيدم بنر ها را ديدم تو اين مسجد هستي امدم بگم
و گفت
امام زمان دروغگو نيست من دروغگو بودم
و باز هم در دلم گفتم
خيلي غريبي آقا
پ.ن 1- راستی قبلاً نوشته بودید "... کتابها و یا فیلمهای راهنمای عاشقان را بر روی اینترنت گیر بیار و یا دانلو کن ( توی تورنت موجود است) "
می شه بگین این کتابها در مورد چی هست و دقیقاً از کجا می تونم دانلودشون کنم.
پ.ن 2- اگر مغز با خودارضایی به تحریک خارجی عادت کنه، این اتفاق نه تنها با خودارضایی بلکه برای نامزدهایی که مکان درست و حسابی واسه سکس ندارند و مجبور می شن سکس ناقص داشته باشند هم می افته، مثل سکس از روی لباس و غیره، چون فقط به این نوع سکس عادت می کنند و بعد از ازدواج نمی تونند تا مدتی خودشونو با شرایط جدید وفق بدهند.
ولی ما که تو این یکسال همیشه سکس درست و درمون، اون هم بالای یک ساعت داشتیم،به نظرتون یکسال زمان زیادی واسه ترک این عادت ذهن نیست؟
اگه ذهنم این طوریه پس بیخود نبوده سال اول شریف قبول شدم چون انگار هر چیزی که خونده بودم تا مدتها توی ذهنم حک شده بوده.
سواله من اینه که من مشکل دارم که لذت نمیبرم از خودارضایی و هیچ حسی بهم دست نمیده؟ پس چرا بقیه لذت میبرن؟ من دوست دارم با جنس مخالفم این کارو بکنم .
پسرها قبل از ازدواج این همه با دخترا سکس دارند اما بعد از ازدواجشون آب از آب تکون نمیخوره و هیچ مسئله ای بوجود نمیاد.اما ما دخترهای بدبخت حتی اگر تو خلوت خودمون بخوایم حتی با آب خودمونو ارضا کنیم باید بعد از ازدواج پاسخگو باشیم.
درسته ؟ خیلی بد شانسیم . مگه نه؟
من میدونم که کارم اشتباه بوده واز کارم توبه کردم.
اما یه سوال دیگه دارم.به نظر شما استخاره بکنم.منظورم اینه که همه چیزو بسپارم دست خدا. اگه اون راضی باشه شاید خودش همه کارهارو درست کنه و ابروم رو حفظ کنه. چاره دیگه ای ندارم. من تا حالا پیش پزشک زنان نرفتم. به فرض هم که برم چی میتونم بگم برمو از خجالت اب بشم. اخه من چی کار کنم؟
من هر روز از خدا میخواستم یه راه پیش پام بذاره و میدونم شما همون راه هستین.پس ناامیدم نکنین...
کلیتوریس به قسمت بالای آلت زنها گفته میشه که با یک تکه پوست اضافه پوشانده و محافظت میشه ... در حقیقت نقطه تحریک خانمها این قسمت است به قسمت بیرونی در زبان فارسی میگن چوچوله و به همان قسمت از داخل میگن نقطه جی ... یعنی باید آلت مردها در هنگام س/کس به این نقطه مالیده بشه تا خانم ارضا بشه و به ارگاسم برسه ( آبش بیاد ! )