تبليغاتX
مشاوره قبل و بعد از ازدواج

مشاوره قبل و بعد از ازدواج

پاسخ به سوالات شما در زمینه عشق و روابط زناشوئی

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 7:48  توسط مهدی سیگاریان  | 

از اعتمادتون ممنونم .... بخاطر ایمیلهای محبت آمیزتون ممنونم

منتظر ایمیلهاتون هستم ..........................

sigarian@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 23:28  توسط مهدی سیگاریان  | 

اندکی برای زندگی

متاسفم ....... میخواستم کمکی کرده باشم .... لیکن نگذاشتند

لین وبلاگ آپ نمیشود و البته از روی بلاگفا حذف نخواهد شد .... شاید در آینده کسی بیاید و از مطالب گذشته استفاده کند

به همسران خود وفادار باشید ... حتی اگر ازدواج نکرده اید از روابط جنسی دور باشید تا بی آبرو نشوید و دچار عذاب وجدان نباشید

به خدا اعتماد کنید ... او میداند شما چه زجری میکشید و چقدر احتیاج به جنس مخالف دارید .... برای او پاک بمانید تا پاکترین زوج دنیا را برای شما اعزام کند

نیازمند دعای شما هستم

مهدی سیگاریان

www.mquest.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 3:13  توسط مهدی سیگاریان  | 

نکته

این استفتا را در مورد وبلاگ مشاوره از مرجع عالیقدر سید صادق حسینی روحانی گرفته ام

لازم بذکر است که این استفتا پیراهن عثمان نیست!!! .... بلکه فقط برای اطلاع عموم در وبلاگ گذاشتم

(اندازه عکس تغییر کرده ... میتوانید بر روی سیستم خود ذخیره و باز کنید )

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:45  توسط مهدی سیگاریان  | 

برای منتقدان این وبلاگ !

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت:  لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالآباید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد. همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.

هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد زن جوان همان حرف را تکرارد می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت:  یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده! مرد پاسخ داد : من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیزکردم!

زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم درپی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:3  توسط مهدی سیگاریان  | 

ا.ر

سلام.من 17 سالم تموم شده و توی 18 سالم.وقتی دوم دبستان بودم ناخواسته خود ارضایی رو کشف کردم.شاید باورتون نشه ولی اون موقع هیچی از این چیزا نمی دونستم.حتی تا سالها بعدش نمی دونستم آلت زنا با مردا فرق می کنه.به هر حال...من اون موقع نمی دونستم این کار گناهه و چه ضررایی داره فقط می دونستم که کسی نباید بفهمه من این کارو می کنم...به هر حال سالها گذشت...وقتی دبستان بودم روزی 3 تا 4 دفعه این کارو می کردم.تا همین چن وقت پیشم هر روز این کارو می کردم.اما گذشتم کنار چن وقته.یه چیز دیگه هم هست.من از لحاظی هورمونی خیلی قویم.شهوتمم بیشتر از مردای عادیه.بدنسازم هستمو(در سطح حرفه ای)و دارو هم مصرف می کنم که به گفته بقیه همش جذب کمرم میشه.الان چن وقته کمر درد دارم.از همون موقه که ترک کردم خود ارضایی رو.حس می کنم کمرم زیادی پره.نمی دونم چیکار کنم.لطفا راهنماییم کن.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 20:47  توسط مهدی سیگاریان  | 

ص.ص

سلام
اقای سیگاریان اول یه تعریف از وبتون بکنم وب خیلی خیلی جالب و زیبایی دارید خیلی این وب شما با ارزشه انشالله که هر چی از خدا بخواهید بهتون بده من هیچ وقت نمیتونستم این سوالهارو از کسی ببرسم اخه یه خورده خجالتی بودم وبرسیدن این سوالها خیلی برام سخت بود از اینکه به سوالهام به دقت جواب میدید خیلی خیلی ممنونم واینو بدونید که دعای من همیشه بشت سرتون خواهد بود وهمیشه برای شما وخانواده محترمتون دعا میکنم من یه دختر17 ساله که عقدم وتو طول عمرم هیچ وقت ارضا نشده بودم وبرای اولین بار با شوهرم ارضا شدم من تو عمرم حتی فیلم سوبر نگاه نکردم این رو هم برای اولین بار شوهرم بهم نشون داد وبهم اسرار میکرد که یه بار ببین منم نگاه کردم ودیگه دلم نمیخواد که نگاه کنم این برای اخرین بار بود که دیدم من خوشحالم از اینکه بردم سالمه وهیچ مشکلی ندارم وخدا را شاکرم از اینکه سالم هستم وقتی وب شما رو میخونم ومشکلات دختر خانمها رو نگاه میکنم خیلی ناراحت میشم اونها در ازدواجشون با شوهر ایندشون مشکل دارند وشاید که دیگه هیچ وقت نتونند ازدواج کنند ولی من برای همشون دعا میکنم که هرچه زودتر مشکلشون حل شه وزودتر ازدواج کنند من وشوهرم هردوتامون تصمیم گرفتیم که تامستقل نشدیم برده من هم نباید دست بخوره وباره بشه هردوتا میگیم که بهترین موقع شب اول عروسیمون هست وهر دوتا توافق کردیم که شب اول عروسی برده رو باره کنیم حالا سوال من اینه که شوهرم میگه که هر وقت مستقل شدیم اجازه دارم هرروز وهر شب تو رو بکنم منم با حرفش مخالف نیستم ولی من بهش میگم خوب وقتی من عادت ماهانه شدم تو تا 7روز نمیتونی دست بهم بگیری اونم همیشه در جواب این حرف من میگه خوب از بشت میکنمت ولی به نظر شما اخه چه جوری میشه این کارو کرد به نظر خودم این یه نوع کثافت کاریه این سوال خیلی وقته که ذهن منو درگیر خودش کرده اگه به این سوال من جواب بدید ممنون میشم من سوالهای دیگه ای هم دارم که بعدا مزاحمتون میشم
منتظر جواب سوالم هستم بازم از این وب باارزشتون تشکر میکنم
مرسی
بای
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 8:53  توسط مهدی سیگاریان  | 

نکته

برای دومین بار اسیر فیلترینگ اشتباه شدیم ..................

مقصر هیچکس نیست ! .... چون رباتهای جستجوگر هستند که بعضی از کلمات را پیدا میکنند و وبلاگها و سایتها را مسدود میکنند ..........

میدانم که یکنفر به زودی از طرف فیلترینگ خواهد آمد و این وبلاگ را چک خواهد کرد و بعضی از مطالبش را خواهد خواند ..............

میدانم آنقدر آزاده و حقیقت بین هست که دوباره این وبلاگ را از فیلترینگ نجات دهد

تا آن زمان به سوالات شما پاسخ نخواهم داد تا مبادا بخاطر فیلترینگ پاسخ خود را نبینید

امیدوارم خداوند طعم واقعی عشق را به همه مردمان کشورم بچشاند

یا علی ................

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 1:27  توسط مهدی سیگاریان  | 

علی

با سلام
پسری هستم 18 ساله
عاشق دختر خانومی ام که ایشون از من کوچیکترن
میترسم که ایشون رو از دست بدم
نمیدونم با این سن پایینه من و اون به خانوادم چیزی بگم یا نه
در ضمن من نزدیک یک سال است که به ایشون علاقه دارم وخواهش میکنم شما دیگه نگین واسه من زوده و بچه ام و از ان حرفا یا اینکه این علاقه نیست و یه حس زودگذره
چون من به هرکسی گفتم همین حرفها رو بهم زده
من اصرار بر رابطه های تلفنی دارم ولی ایشون هیچ علاقه ای نداره
من دانشجوی کامپیوتر دانشکده ی امام خمینیه سبزوارم
دارم دیونه میشم
خواهشا راهنماییم کنید
متشکرم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 1:2  توسط مهدی سیگاریان  | 

مریم

 

بدلیل تقاضای ایشان از گذاشتن سوالشان در وبلاگ معذورم !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 12:51  توسط مهدی سیگاریان  | 

ص.ص

سلام
من دو بار سوالم رو نوشتم ولی تایید نشد فکر کنم تو نظرات تایید نشده سوالم باشه
من درست نوشتم عدد روبه رو هم درست وارد میکردم ولی همش مینوشت که عدد رو اشتباه وارد کردید خواهشا اگه سوالم هست بهم جواب بدید مرسی
بای

 

خواهر گلم

فقط یک سوال از شما در مورد ترس از شب اول ازدواج داشته ام که به آن هم جواب داده ام  ( برای دیدنش اینجا کلیک کن  )  ...... سوال دیگری از شما در اختیار من نیست .................... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 12:49  توسط مهدی سیگاریان  | 

پرستو

سلام
من یه سوال دارم می خواستم بدونم اگه من برم پیش پزشک زنان ممکنه منو به پزشکی قانونی معرفی کنه.یکی از دوستای من داره پزشکش میخونه واینو به من گفت.گفت واسه دوختن پردت باید بری پیش پزشک عمومی.چون این کار غیر قانونی هست و پزشک زنان این کارو نمیکنه.به نظرتون من چی کار کنم؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 12:38  توسط مهدی سیگاریان  | 

سعید

منی که خود ارضایی نمی کنم و هر چند وقت یکبار تو خواب ارضا میشم من چی پس ؟ یعنی گناه میکنم ؟ مگه دسته خودمه ؟

 

 

ببینم ؟ ... دوربین مخفیه؟؟؟ ...... شما هم با این سوالت مارو گرفتی؟؟؟؟ ...... کسی مگر در مورد احتلام در خواب چیزی گفته؟؟؟؟ ....... کی گفته اینکار گناه حساب میشه؟؟؟؟ ................. اگه قرار بود که اینکار گناه باشه  بنابراین همه جهنمی هستیم!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 0:19  توسط مهدی سیگاریان  | 

باران

سلام....

ببخشید اگه یه پسر و دختری احساس کنن که دارن به هم علاقه مند میشن.ولی طرفشونو کامل نشناسن و نتونن به خانوادشون بگن اونوقت باید چیکار کنن اخه؟

به خدا گیر کردمبه خدا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 0:15  توسط مهدی سیگاریان  | 

حامد

سلام آقای سیگاری.
واقعا از دستت عصبانیم.این چه نوع مشاوره ایه که میدی.اینجور که شما پسرا رو معرفی میکنی هیولا و گرگ پیش پسرا معرفتشون بیشتره و ادمترن. من خودم کاملا با اینکه دوستی با جنس مخالف خوب نیست و حتی مضر هم هست موافقم.
چون خودم ضربه خورذم اما اینکه میگی پسرا تو دوستی فقط به س/کس فکر میکنن دیگه اغراقه.
همه میدونیم که شهوت دخترا بیشتر از پسراست.
اما همه میتونن خودشونو کنترل کنن.بعضیا میخان و میتونن بعضی هام نمیتونن.
من با دختری دوست بودم که به خاطر اینکه حاضر نشدم باهاش س/کس کنم کلی برام دردسر درست کرد.و ازم جدا شد. باهاش اونکارو نکردم چون از خدا میترسیدم.البته حالا عاشق دختری هستم که خیلی پاک میدونمش.
دارم روش کار میکنم که اگه میگه عاشق منه باید نماز خون شه.
و اگه شما از عشق بویی نبردین بدونین که در عشق هوس جایی نداره.اگه هوس جا داره عشقی وجود نداره.
البته از قدیم گفتن :کافر همه را به کیش خو پندارد.
تو پسرا هم خوب هست هم بد. شاید شما احساسات خودتونو در قبال دخترا و یا رابطه باشون را به حساب همه میذاری.
اونجا که گفته بودی من همجنسای خودمو میشناسم که تو دوستی فقط به س/کس فکر میکنن.این نشون میده که داری مظلوم نمایی میکنی که نظر دخترا را به خودت جلب کنی.بعدشم که مشخصه چه رابطه ای باهاشون داری.
از حرفات پیداست.امیدوارم سانسور نکنین حرفامو و از انتقاداتم تو درست کردن خودتون بهره ببرین.
خجالت داره.شما که دم از دین میزنین مگه نمیدونین کسی که مسلمونیو به مسلمون دیگه بدبین کنه مسلمون نیست.
یکم خودتو درست کن.بای

حامد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 14:26  توسط مهدی سیگاریان  | 

آرزو

سلام
جناب آقاي مهدي من خانمي 24 ساله هستم و6 سال است متاركه كرده ام مدت 5 ماه است كه با پسري هم سن خودم از طريق تلفن آشنا شده ام.خيلي ابراز علاقه ميكرد و اهميت نميدادم اما او ميگفت قصدم ازدواج است باتوجه به اينكه فاصله مكاني داشتيم او به خواستگاري ام آمد و در ابتداي آشنايي مان همه چيز را برايش دوستانه گفتم و با همه مشكلات گذشته ام آشنا شد.
حالا سوال من اين است كه چرا او مرا خواسته؟ و الان عقد هستيم و هيچ مشكلي هم نداريم فقط سوالم اين است چرا من را پذيرفته؟و آيا تا هميشه با من خوب است؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 13:8  توسط مهدی سیگاریان  | 

لیدا

سلام.واقعا وبتون جالبه و حرفهاتون بسیار موثر.
آقای سیگاریان من هم دقیقا نظر سمیرارو دارم راجع به خود ارضایی. ولی وقتی که فیلم سکسی میبینم حتی وقتی 1 لب گرفتن ساده که میبینم حشری میشم فکر میکردم که آدم حشری هستم اما تو پاسخی که به سمیرا دادید پس منم حشری نیستم نه؟   یعنی من آدم بی شهوتی هستم که خودارضایی نمیکنم؟   یعنی من بعد از ازدواج از سکس لذت نمیبرم؟  کلا آدمهای شهوتی چجوری هستن مگه؟  25 سالمه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 12:28  توسط مهدی سیگاریان  | 

بخون ...... شاید به خودت بیای!

نویسنده : یک روحانی

دختري با من تماس گرفت از بدو صحبت بد و بيراه ميگفت و شديدا هم به حقير و ناعوذ بالله به امام زمان توهين ميکرد
خدايا چي شده؟؟
الووووووووووووووووو
وايستاااااااااااا ببينم چي ميگيييييييييييي!!!!
ديدم نه گريه مي کنه و بکوب فحش ميده {من فحش خورم خوبه}ولي خيلي ناراحت بودم داره به اقا توهين مي کنه!!
خلاصه تنها چيزي که به ذهنم اومد  اين بود که نذارم به اقا فحش بده
سريع گفتم بابا تقصير منه تقصير ماست به امام زمان چي کار داري؟؟(اصلا نميدونستم جريان چيه!!)
بعد ساکت شد:گفتم خانم محترم بذاريد اعتراف کنم بعدا اعدام کنيد!!
چي شده؟؟ بگيد تفهيم جرم کنيد!!
گريه ميکرد شديد دوباره گفت من از تو از امام زمانت و از همه چي بدم مياد!!
گفتم من که خب طبيعيه و اگه خوشت مي اومد جاي تعجب داشت ولي از امام زمان چرا؟؟
صحبت نميکرد !بعد گفتم منو از کجا ميشناسي؟؟
گفت جلسات ماه محرمتون مي آمدم و در مسجدتون شرکت مي کردم!!
خب چي شده به من هم ميگي؟؟؟
گفت من نيمه شعبان سه سال قبل با دوست پسرم رفته بودم بيرون داشتيم قدم مي زديم که گشت ما  را گرفت!!

خيلي ترسيده بودم به امام زمان عرض کردم آقا غلط کردم تو را خدا کاري کن
از اين مهلکه در برم بخداااااااااا غلط کنم ديگه از اين کار ها نمي کنم.
من:خبببببببببببببببببببببب
بعد اونها ما را بردند دادسرا و خانواده هامون را خبر کردند (گريه ميکرد بلننننننننننند)و آبروي من رفت
من:خببببببببببببببببببببببببب
اين يکيش و من از اينکه آبروم رفته بود مجبور شدم به يه پسري که خواستگارم
بود ولو بر خلاف ميلم جواب بدم و روزي هم که جواب دادم  و اصلا خاطره
خوشي ندارم هم نيمه شعبان سال بعد بود!!
من :خبببببببببببببببببببببببببببببببببببببب
اصلا نميتونم اين پسره را تحمل کنم و بينمون بهم خورده و اين پسره منو ول
کرده رفته و دادخواست طلاق کرده و دقيقا در روز نيمه شعبان سال بعدش
دادخواست طلاق بدستم رسيد
من از تو(من بيچاره) و امام زمانت و نيمه شعبان بدم مياد همتون ...................
خلاصه چه کنم!!
بهش گفتم خب واقعا ميخواي جوابت را بگيري از امام زمان(مظلوم عالم)
گفت آره
گفتم من ميشم قاضي
تو شاکي
و امام زمان هم متشاکي عليه
قبول؟؟؟
گفت قبول
خلاصه دادگاه شروع شد(خدا منو ببخشه امام زمان را دادگاهي کرديم)گفتم خانم..... شکواييه شما شنيده شد
آيا مطلبي مونده که بگيد
گفت :خير
گفتم خب (حجه ابن الحسن) شما متهم به اين سه جرم هستيد
آيا جوابي داريد
خودم به جاي آقا صحبت کردم !
گفتم:خب آقاي قاضي ميشه از ايشون بپرسيد آيا در فاميل شما دختري بود که
سابقه اين را داشته باشه که با نامحرمي دوست شده باشه و همين بلا سرش امده باشه؟؟
من پرسيدم :گفت بله
پرسيدم کيه؟؟گفت مهين دختر خاله ام
گفتم چي شد گفت آبروش رفت و انگشت نماي خانواده شد!!
امام زمان:خب  او بايد در همانجا مي فهميد که اين کار براي او ضرر است
آيا صدايي از درونش به او نمي گفت واي واي واي  مواظب خودت باش!!
دختر گفت چرا؟؟؟
 امام زمان فرمودند:او همان نفس لوامه اش بود که به او اخطار ميداد و از سوي ما بود
من رو به دختر گفتم:خانم .... آقا مي فرمايند که من گفتم تو نخواستي بشنوي و به اقرار خودت درسته؟؟؟
گفت بله
گفتم جرم دوم:آقاي من جرم دوم شما اينست که چرا گذاشتيد در روز نيمه شعبان سال بعد اين اتفاق براي او بيفتد؟؟
آقافرمودند:از او بپرسيد آيا بزرگتر هاي او به او نگفتند که اينکار را نکن!!؟؟؟آيا استخاره نکردي؟؟
دختر گفت چرا!!
گفتم چي گفتند بزرگتر ها!!! استخاره چي اومد؟؟؟
گفت بزرگتر ها ميگفتند اين به دردت نميخوره مخصوصااااااا دخترهايي که دوستام بودند
گفتم استخاره چي بود؟گفت خيليييييييييييييي بد
 آقا فرمودند:اين خودش خودش را بد بخت کرده من چه کنم؟؟
دختر شديدااااااا گريه ميکرد
و جرم سوم:هم نتيجه جرمه  و اينکه روز نيمه شعبان نامه اش امده دستت ربطي به امام زمان نداره!!
گفتم حالا  ميخواهي من بهت بگم: يه چيزي
گريه کنان گفت بگو:و اين شعر را برايش خوندم:
 
يک شبي مجنون نمازش را شکست

 بي وضو در کوچه ليلا نشست 


 عشق آن شب مست مستش کرده بود

 
فارغ از جام الستش کرده بود

 
سجده اي زد بر لب درگاه او

 
پر زليلا شد دل پر آه او

 
گفت يا رب از چه خوارم کرده اي

بر صليب عشق دارم کرده اي 

جام ليلا را به دستم داده اي 

وندر اين بازي شکستم داده اي 
 
نشتر عشقش به جانم مي زني 

 دردم از ليلاست آنم مي زني
 
 
خسته ام زين عشق، دل خونم مکن 
 
من که مجنونم تو مجنونم مکن

 مرد اين بازيچه ديگر نيستم 

اين تو و ليلاي تو ... من نيستم 

گفت: اي ديوانه ليلايت منم 

در رگ پيدا و پنهانت منم 
 
سال ها با جور ليلا ساختي 

من کنارت بودم و نشناختي

عشق ليلا در دلت انداختم

 
صد قمار عشق يک جا باختم

  کردمت آوارهء صحرا نشد 

 گفتم عاقل مي شوي اما نشد

 
سوختم در حسرت يک يا ربت

 
غير ليلا برنيامد از لبت

 
روز و شب او را صدا کردي ولي

 
ديدم امشب با مني گفتم بلي

  مطمئن بودم به من سرميزني

 
در حريم خانه ام در ميزني


حال اين ليلا که خوارت کرده بود

 
درس عشقش بيقرارت کرده بود

  مرد راهش باش تا شاهت کنم 

صد چو ليلا کشته در راهت کنم


گفتم بايد باز هم به دامن خودش برگردي !!ولي ايندفعه يه جور ديگه
يه نفر جديد باش
او بخاطر خدا تقوا پيشه کرد دو سال ازش بي خبر بودم 
يه روز ديدم کسي تو مسجد جلوي من را گرفت و گريه کنان گفت
سلام به تو و آقاي تو
من نوکر تو ام و آقاي تو
ولي باز هم اول منو ميگفت
من بد بختم
منو ببخش هم تو و هم آقاي تو
گفتم فکر کنم شناختمت خودتي؟؟
گفت آره
گفتم چي شد
گفتم طلاق گرفتم
پسر دلخواهم امد خواستگاريم
و الان عروسي کردم و شنيدم بنر ها را ديدم تو اين مسجد هستي امدم بگم
و گفت
امام زمان دروغگو نيست من دروغگو بودم
و باز هم در  دلم گفتم

خيلي غريبي آقا

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 8:33  توسط مهدی سیگاریان  | 

مریم

سلام.
آقای سیگاریان من 27 سالمه و بتازگی برای اولین بار با 1 پسری دوست شدم.  وقتی که دستامو میگیره هیچ احساسی به من دست نمیده.  ولی وقتی که میام خونه و فکرشو میکنم احساس خوبی بهم دست میده.این یعنی چی؟  پس چرا وقتی میبینمش هیچی نمیشه؟   در مورد خودارضایی هم نظر سمیرارو دارم.  یعنی من بیمارم؟   واصلا شهوتی نیستم؟  ولی حتی وقتی که مطالب وبتونو میخونم اون احساس بهم دست میده.   میدونم الان نصیحتم میکنین.   ولی لطف بفرمایید اول جوابمو بدین بعدش نصیحت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 21:32  توسط مهدی سیگاریان  | 

عاطفه

یه مدت یه جایی دقیقاً در ابتدای واژنم بود که فکر می کردم اونجا بتونه منو ارضا کنم و پوزیشن هامو طوری تنظیم می کردم که با اون قسمت تماس بیشتری پیدا کنه ولی از اونجایی که به ارگاسم رسیدنم طول می کشید این کار باعث شد اون قسمت زخم بشه (در اثر سایش زیاد) به پزشکم هم گفتم و اون فقط نگام کرد(فکر کنم می خواست بگه من که مشاور سکسولوژی نیستم، من فقط پزشک زنانم.)
یه جایی نوشته بودید 13 نقطه برای ارضای زن وجود داره میتونین دقیق بگین کجاهاست؟
خیلی دوست داشتم بهم یه مرکز مشاوره سکسولوژی معرفی کنید، تعجب میکنم چرا آدمی مثل شما به صورت تجربی مشاوره رو شروع کرده و اینقدر فعال داره این کارو دنبال می کنه ولی متخصصان در این زمینه سرجاشون نشستن. بهتون تبریک میگم.
در ضمن من کسی رو نمی شناسم بتونه بگه تا به حال تجربه ی خود ارضایی نداشته باشه، به نظر من اگه به صورت عادت در بیاد و طرف معتاد این کار بشه خیلی بده. مثل اینه که کسی بگه من تا به حال گناه نکردم. آدمو یاد داستان اون جوونی می ندازه که می خواستن سنگسارش کنند و میگن آخرین خواسته ات چیه؟
میگه "می خواهم اولین سنگو کسی بیندازه که خودش تا به حال گناه نکرده" و هیچ کدوم از مردم نمی تونن اولین سنگو بندازند.
مگه خود شما تا به حال این کارو نکردید؟ اسپرم های یک مرد باید حداقل هفته ای یک بار تخلیه بشه وگرنه دچار مشکل می شن. از روی عکستون پیداست حداقل بالای 30 سال دارید و ظاهراً تازه ازدواج کردید، خوب توی این مدت چی کار می کردید که دچار مشکل نشید؟
من شمای نوعی رو عرض می کنم، میلیون ها نفر با شرایط مشابه شما وجود دارند، فکر می کنید چاره شون چیه؟

پ.ن 1- راستی قبلاً نوشته بودید "... کتابها و یا فیلمهای راهنمای عاشقان را بر روی اینترنت گیر بیار و یا دانلو کن ( توی تورنت موجود است) "
می شه بگین این کتابها در مورد چی هست و دقیقاً از کجا می تونم دانلودشون کنم.

پ.ن 2- اگر مغز با خودارضایی به تحریک خارجی عادت کنه، این اتفاق نه تنها با خودارضایی بلکه برای نامزدهایی که مکان درست و حسابی واسه سکس ندارند و مجبور می شن سکس ناقص داشته باشند هم می افته، مثل سکس از روی لباس و غیره، چون فقط به این نوع سکس عادت می کنند و بعد از ازدواج نمی تونند تا مدتی خودشونو با شرایط جدید وفق بدهند.
ولی ما که تو این یکسال همیشه سکس درست و درمون، اون هم بالای یک ساعت داشتیم،به نظرتون یکسال زمان زیادی واسه ترک این عادت ذهن نیست؟
اگه ذهنم این طوریه پس بیخود نبوده سال اول شریف قبول شدم چون انگار هر چیزی که خونده بودم تا مدتها توی ذهنم حک شده بوده.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 17:12  توسط مهدی سیگاریان  | 

میترا

با سلام
من در 12 یا 13 سالگی حالتی داشتم که نمیدونستم اسمش چیه و چرا این طوری بودم کاملتر توضیح بدم این طور که من وقتی داشتم درس میخوندم یا امتحان داشتم دلهره هامو ترسمو با این کار خالی میکردم فکر کنم همین خود ارضایی بوده
یعنی با گره دادن پاهام به هم دیگه و به صورت خارجی فشار آن ها با هم به حالتی میرسیدم که مثل همین خودارضایی بوده اما اصلا از سر شهوت نبوده مثلا یادمه وقتی درس میخوندم میگفتم وای دیگه وقت ندارم هنوز تموم نشده کتابم و ....این کارو میکردم وقتی به اون حس میرسیدم آروم میشدم....

یه کم که بزرگتر شدم یعنی دوران دبیرستان از روی شهوت شروع شد این کار
اما همیشگی نبود
تا الان که مدتیه توبه کردم و ترک کردم
الان 22 ساله هستم
من اصلا از خطراتش گناهش خبر نداشتم
یه روز تو همین اینترنت فهمیدم همه رو

به نظرتون این کار بکارت منو از بین برده///؟//؟؟؟؟؟ دارم دق میکنم از ترس ؟؟؟؟؟
زود تر جواب بدید؟؟
آخه تو نظر قبلی دختره نوشته بود خودارضایی کردمو الان مطمئنم بکارت و پرده ندارم مگه میشه؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:4  توسط مهدی سیگاریان  | 

میترا

سلام
آیا خود ارضایی طولانی باعث میشه یه دختر پردشو از دست بده؟؟؟؟؟؟؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:38  توسط مهدی سیگاریان  | 

سمیرا

سلام.
آقای سیگاریان من 26 سالمه و مجردم. تا بحال هم س/کس نداشتم و خیلی زیاد هم شهوتی هستم. یکبار اومدم خودارضایی کنم اینقدر بنظرم مسخره اومد.مشخصه که خودم با خودم هیچ احساسی بهم دست نمیده.اما وبتونو که میخونم میبینم همه خودارضایی میکنن و خیلی هم لذت میبرن.

سواله من اینه که من مشکل دارم که لذت نمیبرم از خودارضایی و هیچ حسی بهم دست نمیده؟ پس چرا بقیه لذت میبرن؟ من دوست دارم با جنس مخالفم این کارو بکنم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 21:53  توسط مهدی سیگاریان  | 

ناراحت

سلام .
آقای سیگاریان میبینین ما دخترها چقدر بد شانسیم؟

پسرها قبل از ازدواج این همه با دخترا سکس دارند اما بعد از ازدواجشون آب از آب تکون نمیخوره و هیچ مسئله ای بوجود نمیاد.اما ما دخترهای بدبخت حتی اگر تو خلوت خودمون بخوایم حتی با آب خودمونو ارضا کنیم باید بعد از ازدواج پاسخگو باشیم. درسته ؟ خیلی بد شانسیم . مگه نه؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 21:36  توسط مهدی سیگاریان  | 

پرستو

اول سلام و ممنون بابت حرفاتون.

من میدونم که کارم اشتباه بوده واز کارم توبه کردم.

اما یه سوال دیگه دارم.به نظر شما استخاره بکنم.منظورم اینه که همه چیزو بسپارم دست خدا. اگه اون راضی باشه شاید خودش همه کارهارو درست کنه و ابروم رو حفظ کنه.  چاره دیگه ای ندارم. من تا حالا پیش پزشک زنان نرفتم. به فرض هم که برم چی میتونم بگم برمو از خجالت اب بشم. اخه من چی کار کنم؟

من هر روز از خدا میخواستم یه راه پیش پام بذاره و میدونم شما همون راه هستین.پس ناامیدم نکنین...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 15:57  توسط مهدی سیگاریان  | 

19 ایده جهانى براى مجذوب کردن همسرمان

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 15:44  توسط مهدی سیگاریان  | 

عاطفه

سلام
چرا گفتید مشکل من به خاطر خود ارضایی بوده ؟
مگه خودارضایی باعث شده من هنگام دخول از س/کس لذت نبرم؟
شما تو مقاله نقطه جی نوشته بودید کلیتوریس دو بخشه که یه قسمتش تو ناحیه ی خارجی قرار داره و بخش دیگه اش داخل واژن. من فکر می کردم ما تو رابطمون نتونستیم بخش داخلی رو بشناسیم و دوست داشتم شما جواب این سوالمو بدید.

بیشتر اوقات من وقتی درد دارم که خوب تحریک نشده باشم و فکر می کنم طبیعیه که چون واژن خوب خیس نشده این اتفاق می افته و شایدم عفونتی دارم که حتماً به پزشک مراجعه می کنم ولی وقتی خوب تحریک شده باشم توی پوزیشن س/کس معمولی درد ندارم ولی تو بقیه ی پوزیشن ها که به روی شکم باشم احساس می کنم چون واژنم تنگ تر می شه ظرفیتشو نداره.
در ضمن اوایل ازدواجم واژنم خیلی تنگ بود جوری که وقتی شوهرم انگشتشو توم می کرد جیغم در میومد و طاقت نداشتم.
الان هم چون هنوز زیر یه سقف نیستیم و تقریباً هفته ای دو بار س/کس داریم ، آیا این می تونه یه دلیل تنگی باشه.
بی صبرانه منتظر جوابتون هستم و چرا جواب لیلا را به مشکل ارجاع دادید؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 15:10  توسط مهدی سیگاریان  | 

مونا

سلام.  کلیتوریسم یعنی چی؟

 

 

کلیتوریس به قسمت بالای آلت زنها گفته میشه که با یک تکه پوست اضافه پوشانده و محافظت میشه ... در حقیقت نقطه تحریک خانمها این قسمت است به قسمت بیرونی در زبان فارسی میگن چوچوله و به همان قسمت از داخل میگن نقطه جی ... یعنی باید آلت مردها در هنگام س/کس به این نقطه مالیده بشه تا خانم ارضا بشه و به ارگاسم برسه ( آبش بیاد ! )

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 14:57  توسط مهدی سیگاریان  | 

آناهیتا

سه ساله با پسری آشنا شدم که قصدمان ازدواج است.همان سال اول به خواستگاریم آمد .تو این سه سالم چند باری اومدن.ولی هر بار به یه دلیل موکول شده به آینده. یه بار بیکاری ایشون .....یه بار فوت کسی.......
یه بار ...........خلاصه هر دفعه به دلایلی....
میشینم پیش خودم فکر میکنم شاید خدا نمی خواد....
نکنه خدا راضی نیست؟
نکنه اینا حکمت خداست ؟
خلاصه بعد این مدت بین عقل و دلم دستو پنجه نرم میکنم
قدرت تصمیم گیری اصلا ندارم
نمیتونم خوبو بدو از هم تشخیص بدم....
خلاصه بلاتکلیفم با خودم....یه بار میشینم میگم دوسش دارم خوبه
دوسم داره خوبه نیتش از اول پاک بوده خوبه
بعد میگم کارش که آزاده معلوم نیست هیچی هم نداره ...
تا حالا هم صبر کردم هر دفعه نشده...لابد خدا نمی خواد
من باید چه کار کنم؟
احساس خستگی شدید دارم....
عقل و احساسم در جنگن البته این در حالیه که نمیدونم اصلا عقلم چی میگه یا احساسم چی می خواد
هر دفعه با یه تلنگر نظرشون عوض میشه...
اینم بگم ایا مشکل من از این نشئت میگیره که من از اول از این نوع ازدواج بیزار بودم یعنی رابطه قبل از ازدواج ؟
و طولانی شدن این موضوع بد بینم کرده؟
یه جا خوندم اونایی که بیش از سه یال با هم رابطه دارن در ازدواج شکست میخورن آیا این راسته؟؟؟
با تشکر...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 14:49  توسط مهدی سیگاریان  | 

صداقت

سلام
خسته نباشید
ان شا... روزها و هفته ها به کام شما باشد
مشکلی داشتم از کسی تا به حال نتونستم بپرسم.
نمیدونم چرا وقتی نامزدم داره ارضا میشه من حالت تهوع میگیرم ببخشیدا گلاب به روتون انگار دارم بالا میارم و خوب میدونم این کارم داره نامزدمو ناراحت میکنه مشکل من از کجاست باید چه کار کنم.
یعنی وقتی داره منی خارج میشه وقتی دارم میبینم حالم به هم میخوره چشمم به منی میوفته.
شده حتی نامزدم میگه تو نگاه نکن ....
ممنونم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 10:37  توسط مهدی سیگاریان  |